|
سکوت قدرت بی انتهاست ، عشق نا پیدا ، هستی نا آشنا و دیدن بی انتهاست.
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مهمترین چیز در زندگی کمک به سایرین برای برنده شدن است حتی اگر به قیمت آهسته تر
رفتن و تغییر در نتیجه مسابقه ای باشد که ما در آن شرکت داریم.


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تویی زیباترین زیبای دنیا![]()
تو مثل امید یک قناری ![]()
قراری بر دل هر بی قراری ![]()
منم یلدای بی پایان عاشق
تو بودی مرحم زخم شقایق ![]()
تویی لالایی خواب خوش آواز ![]()
بالم را مشکن در اوج پرواز
نگاهت را می پرستم ای نگارم ![]()
فدای تار مویت هر چه دارم ...![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور
از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن اي كاش ميدانستي بدون تو
وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست...
![]()

![]()
واژه غریبیست.....
وازه ای که روزها و شاید
ماههاست که به ان خو گرفته ام
وچه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم بر برگ تنهاییم برای تو؟نمیدانم!
شاید که روزی "عشق "مرا بر تو بخوانند
میدانم که روزی خواهی امد.میدانم...
گریان نمی مانم.خندانم
برای ورودت ای"عشق"
وقتی به یادت می افتم.به یاد خاطراتت...
نامه هایت را مرور میکنم.یک بار...نه...صد بار
![]()

![]()
**دیگه حرفام داره کم کم تموم میشه**
اگه می خوای بدونی بی حضورت من چه حالی میشم یه روز پاییزی به بید مجنون توی پارک یه
نگاهی بنداز
اگه فهمیدی چقدر پریشون و بی قراره هیچ وقت به فکررفتن نمی افت
![]()
**عشق یتيم تر از آن است که به دست رودخانه ی روزگار سپرده شود... **
در این آسمان بی انتها به دنبال چه هستی
؟ شاید نگاه تو التیام دردهای من باشد خواهم
سوخت و ساخت تا به انتهای این دیار عدم
باشد که تمنای به تو رسیدن چاره ساز راهم
باشد.
آسوده در گرد تو به انتظار روز مرگم ثانیه هارا شمارش می کنم.


خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت
در فرار شعرهايم يک شبی خواهم نشست
آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت
با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولی ......
![]()

![]()
